اتفاق تو چار قدميمه / تازه نيس برام ع قديمه / علنا وقتي ني پ خواب برا چي مه ؟
در كودكي . . .
وقتي كه سرما مي خوردم و در تب مي سوختم.
خواب هاي آشفته اي هم مي ديدم ,
هذيان ميگفتم و كابوس مي ديدم
در آن لحظات همه چيز جور ديگري بود برايم
به راستي كه همه چيز
جور ديگري بود . . .
در خواب " مورچه اي را مي ديدم كه در نهايت آرامش فيل بزرگي را كتك ميزد ! "
مضطرب مي شدم و گريه ميكردم
اما هيچكس نمي فهميد من چه ميگويم . . .
هيچكس . . .
هیچکس حتی نخواست بفهمد من چه میگویم !
مادرم گاهی برایم آب پرتغال و لیمو می گرفت
بین خواب هایم سعی میکردم توضیح دهم که چه دیدم
اما به حساب هذیان هایم میگذاشتند و من . . .
من فقط میخواستم یکی گوش کند این هذیان های کابوس وارم را . . .
یکی گوش کند .
از نگاه تو اگر زندگی همین کارهای روزمره . . . همین نفسی ست که می آید و می رود از سینهآری ... هنوز زندگی می کنماما اگر فکر می کنیشاید زندگی چیزی بیشتر از اینها باشدنام مرا در میان زندگان جستجو مکن.
هذيان آنئيست بادبادك آبي یک رب مانده ؟ آذر ماه آخر پاييز گربه هاي شهر من فقط كمي خسته ام زرافه ها مجازند گردن خود را عمل كنند fяiënÐs
* آیدا آئـورا نیکولا كيوسك مـتـروکــه هشت ترش یه قطره حرف بانوی فـرفـری هجـوم واژه ها آيــه هاي سياه يه دخـي ديوونه تنها سقوط میکنم شب هاي روشـن یک لیوان چای داغ نا گفته های مجنون خاطرات یک تبعیدی خلســه بر ویرانه ها روزهای زندگی گـلی ثانـیـه ها پیر میـشوند نامه های سرگشــاده تـو نیستـی کـه ببـینـی تـه مانـده هاي يـك مـــرد دختـری با رویـای خــــیــس مـــن او را دوســـت داشـتـم خط خطی ها یک دکـتـر بـــانـو تخیـلـات کوبـیـسمی یک نقــاش سرفه های فالش افکــار مجروحــم روزهـ سكوتــــ بـا دهانــ قرصــــ مـاهـ وقتی در مـتـن خیـابان سقـوط میشوی تـانـزانـیـا بــدون سـس سـفیـد و اژدهـا
RSS